گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
65
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
بسيار گرانبهاتر از همه چيز مىشمارم . حال براى آنكه بدانيد با چه نوع رزم و پيكارى سروكار خواهيد داشت من كه در اين زمينه اطلاعى دارم شما را نيز آگاه مىسازم . دشمن ما لشكريانى بس عظيم دارد كه با تبختر بسيار پيش مىآيند اما اگر شما در مقابل آنها چنان كه بايد و شايد مقاومت نشان دهيد اين مطلب را با احساس شرمندگى اظهار مىدارم ، بدون شك خواهيد ديد كه من در ميان هموطنان خود چه افراد بيچارهاى دارم و هرگاه شما مردانه پيكار كنيد و مبارزهام نتيجه مطلوب بدهد آن عده از شما را كه قصد بازگشت به وطن خويش دارند مورد غبطه و حسرت دوستان شهر و ديارتان خواهم ساخت و دربارهء بسيارى از شماها نيز كارى خواهم كرد كه ماندن در دستگاه مرا به زندگى در ولايت خود ترجيح دهيد . در اين حال گالين كه پناهندهاى سياسى و در آنجا حاضر بود و از نزديكان مورد اعتماد كوروش بشمار ميرفت اظهار داشت : « اى كوروش بعضيها مىگويند اينك كه وضع تو وخيم است وعده هاى كلان ميدهى - زيرا كه با خطر گلاويز هستى - اما همين كه توفيق و مراد يا بى آنگاه اين مواعيدت از ياد خواهد رفت و بعضى ديگر نيز مىگويند اگر وعدههاى خود را هم فراموش نكنى و بخواهى انجام بدهى باز قادر نخواهى بود . » بعد از شنيدن اين حرفها كوروش اظهار داشت : « آقايان اينست سرزمين پدر من از جنوب تا به جائى كه اهالى از گرما نتوانند زيست و از شمال تا به جائى كه از سرما و همهء اين نواحى نيز بين دو سامانى است كه ياران برادرم به عنوان ساتراپ حكومت دارند . پس اگر ما فاتح شويم